تبليغاتX
آشوک
از اینجا تا "من" چقدر راه زیاده

..()

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 8:19 توسط آشوک |

چیه دیگه نمیگی "و تبارک الله احسن الخالقین"

..()

+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم بهمن 1385ساعت 8:31 توسط آشوک |

دیگر حتی سایه ام هم پشت سرم نیست

..()

+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم بهمن 1385ساعت 1:4 توسط آشوک |

لحظات زندگی به سرعت و به دفعات از جلوی ذهنم عبور می کنند ...

من کیستم ؟

تازه دارم کم کم مطمئن می شوم همه چیز رو به اتمام است ، همه لحظات پاک کودکی ....

دارم پا به سن می گذارم ، شاید هم پا به کثافات ، من حماقت کودکی ام را می خواهم اصالت بزرگی برای خودتان

نمی خواهم ، مگر زور است

..()

+ نوشته شده در شنبه چهاردهم بهمن 1385ساعت 7:52 توسط آشوک |

فکر میکنی فهمیدی ؟

خودت چی فکر می کنی ؟

..()

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385ساعت 8:11 توسط آشوک |

فکر کنم بازهم از خط زدم بیرون

ولی دیگه نمره ای نمونده که کم بشه

..()

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385ساعت 8:9 توسط آشوک |

خدایا چیزی می شد تو آفرینش یکم دقت می کردی

..()

+ نوشته شده در شنبه هفتم بهمن 1385ساعت 7:56 توسط آشوک |

مرده شور مخلوقاتی که اشرفشان انسان است

..()

+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم بهمن 1385ساعت 17:58 توسط آشوک |

من آنقدر کوچکم که در حماقت بزرگ و تکامل یافته شما انسان ها جا نمی شوم

..()

+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم بهمن 1385ساعت 8:12 توسط آشوک |

چقدر این آدم ها معتقدند

..()

+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم بهمن 1385ساعت 7:54 توسط آشوک |

چرا وقتی آدم ها بزرگ می شوند

چایی رو با توفاله می خورند ؟

..()

+ نوشته شده در سه شنبه سوم بهمن 1385ساعت 9:16 توسط آشوک |

من عاشق این عدل الهی ام

.

.

(نظام مقدس آفرینش)

+ نوشته شده در سه شنبه سوم بهمن 1385ساعت 8:11 توسط آشوک |